متینمتین، تا این لحظه: 13 سال و 2 روز سن داره

یکی یه دونه پسرمامان

آوردن گل پسر به خانه

1392/8/11 18:58
نویسنده : مامان زهرا
229 بازدید
اشتراک گذاری

وقتی می خواستیم مرخص شویم لباسهایی که خودمان برایت برده بودیم دادیم خانم پرستار تنت کردند و خیلی ناز شده بودی و چون خیلی کوچولو بودی لباسهایت بزرگ بودند بعد راهی خانه مادرجون شدیم وقتی رسیدیم عزیز داشت روی حیاط اسپند دود می کرد وقتی عزیز و مادرجون دیدنت اشک ذوق  ریختند شما را داخل گهواره گذاشتند و من روی تخت خوابیدم چون هنوز خیلی درد داشتم مجبور بودم خوابیده بهت شیر بدهم هرروز فامیل به دیدنت می آمدند. (و اولین کسانی که به دیدنت آمدن مادربزرگ جون و عمه اعظم با بچه هایش بودند)

                                                  

تا اینکه روز دهم برای اولین بار داخل خانه به حمام بردیمت و زحمت آن را ابجی رضیه کشید داخل حمام خیلی آرام بودی فداتشم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)