متینمتین، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره

یکی یه دونه پسرمامان

دل نوشته دیگر

یار و یاور مامان صورتت را رو به من کردی و چشم های قشنگت را بستی با دستم گونه هایت را نوازش کردم و تو با لبخند کودکانه ات خوابیدی و من ماندم و هزار و یک فکر و خیال و رویا به دستهایت فکر می کنم به وابستگی شدیدی که هرروزهم بیشتر می شود. به عشقی که هرروز شعله ورترمی شود و به اینکه هرروز دستهایت را می بوسم و در ذهنم فکر می کنم نکند این آخرین بار باشد و دوباره می بوسمش بعد فکر می کنم به جمله ای که بچه ها چون به مادر خود احتیاج دارن او را دوست دارن وگرنه هیچ عشقی در میان نیست و فکر می کنم اگر روز من به تو احتیاج داشته باشم تو هم همچین عشقی به من می دهی و تمام بد رفتاری های آدم بزرگها در قبال پدر و مادرهایشان در ذهنم رژه می رود و بعد می گویم من ع...
15 آذر 1393

گاه شمار زندگی (یک سال و یک ماهگی)

همدمم اکنون که ماهگرد میلادت است ایستاده ام به قامت پاییز کنار پنجره باران رو به شوق برگ ریزان تا زمزمه کنم زیر لب معنای پاییز را معنای پاییزم ترجمان وجود نازنینت و دفتری از خاطرات مهرانگیز توست آن را در دستانم می گیرم روی قلبم می گذارم تا پنهانش کنم در مکانی امن برای روزهای مبادا...که با نبودنت پیشانی لحظه هایم چروک می شود و روزهایم پر می شود از سمفونی تنهایی... باش تا قدم زنیم پیاده روهای خیس را تا پیچک سبز شود و زنبق خاطرات از آن بالا رود... و حال به مناسبت این روز فراموش نشدنی یک شاخه گل از طرف یک قلب عاشق تقدیم به تو! شاخه گلی که با یک دنیا عشق و احساس عاشقانه چیده ام از من بپذیر این هدیه را زیرا به خاطر تو وبه عشق تو این شا...
1 آذر 1393

جشن میلادت عزیزم

در سپیده دم عاشقی کسی متولد شد که صدایش آرام تر از نسیم نگاهش زیباتر از خورشید دلش پاک تر از آسمان و قلبش زلال تر از آب و آن تو بودی بهانه قشنگم برای زندگی یک سال از اون روز پر استرس گذشت باورش برایم سخته و نمی تونم قبول کنم. عزیزم امسال برات تولد نگرفتم چون باید واکسن یک سالگیت را میزدیم پسرم من و بابایی تصمیم گرفتیم یه کیک خوشگل برات تهیه کنیم و ببریمت آتلیه تا عکسای خوشگل زیبا از شما شاهزاده پسردر یک سالگیت بگیرن. متینم همیشه قدردان پدر مهربانت باش که هرآنچه از دستش بر می آید با عشق و خلوص انجام می دهد گلم امیدوارم وقتی بزرگ شدی برای تمامی لحظه هایی که بی منت برایت گذرانده سپاس گذارش باشی.       &...
2 آبان 1393

تولدت ستاره بارون

آنقدر از شیره جانم نوشید تا شیر شد. من به شیر جانم شعور دادم تا بزرگ شد. اینک منم مادری که تنهایش را با خاطرات قد کشیدنت سپری می کند و دل خوش دارد عمرش به بهای پارساییت ته بکشد. امروز روز تولد توست ومن هرروز بیش تر از پیش به این راز پی می برم که تو خلق شده ای برای من که زیباترین لحظه ها را برایم بسازی. تمام دقایق عمرم به همراه زیباترین بوسه های عاشقانه هدیه امروز من برای تولدت دردانه ام.                         ...
1 آبان 1393

اولین مسافرت گل پسر

سلام جیگر مامان امسال تابستان قراربود بریم مسافرت اما بدلیل گرمی شدید هوا از سفر منصرف شدیم چون خدای نکرده  گرمازده نشی و قسمت بود مهر ماه به مشهد مقدس بریم اوایل مهر بود با ابجی رضیه تصمیم گرفتیم مادرجون و عزیز را به مسافرت بفرستیم تا حال و هوایی عوض کنن چون 14 سال بود سفر نرفته بودن بالاخره به اصرار اونا قرار شد خانواده ابجی رضیه و خانواده ما هم با اونا همسفر شویم روز 9 مهر ماه بود که وسایلمون را جمع کردیم و راهی خانه مادرجون شدیم طولی نکشید که ابجی رضیه و عمو وحید و داداش طاها هم اومدن و بابا مصطفی و عمو وحید وسایل را جابجا کردن و حدود ساعت 15 راهی مشهد شدیم مادرجون و عزیز به خاطر اینکه شما سختی نکشی مرتب جابجا می شدن بالاخره ساعت 22...
20 مهر 1393

دومین پاییززندگیت

پسرم سلام صبح غزلخیزت بخیر خاطره آمدنت از حافظه ی آبان پاک نمی شود تو بی تکرارترین حادثه ی تقویمی ... یک تابستان از عمر شیرینت گذشت و دومین پاییز عمرت آمد. گوش کن صدای نفس های پاییز این زیباترین فصل خداست امیدوارم پاییزی خوش رنگ که زرد و نارنجی نباشد پاییزی که دلت نگیرد و غروبش غم نداشته باشد. در کوچه پس کوچه هایش بغض نباشد. پاییزی که مهر و آبان و آذرش برایت خاطره ساز باشد. میمانیم به امید پاییزی که نه از فاصله خبری باشد نه از درد و غم. به امید پاییزی که وقتی به آخر رسید جوجه ای از جوجه هایمان کم نشده باشد.                    &...
5 مهر 1393

دفترعاشقانه من و تو

                                                      یکی یکدانه ام متینم اگرتونبودی این کلبه هیچ وقت ساخته نمی شداینجا رو ساختم تا زیر سقفش راحت بهت بگم دوستت دارم این یک هدیه است به تو تک تک خشتهای این کلبه با عشق گذاشته و بنا شده متینم وجود گرمت به این کلبه عطر زندگی بخشیده دم مسیحای تو روح زندگی را به من بخشیده خداوند مهربان را شکر که هدیه اش را به من بخشیده تا اینجوری به...
25 شهريور 1393