تبریک
نوروز
گاه شمار زندگی (دو سال و پنج ماهگی)
لحظات پایانی سال 94
برگ های تقویم ورق خوردند و رسیدند به آخرین ماه سال ... اسفند ... اسفند همیشه با بوی بهار میاد ... اسمش زمستونه ولی بوی بهار میده ... بوی سبزه ... بوی گل ... بوی شکوفه های سفید و صورتی ... بوی عید ... بوی نوروز ... بوی هفت سین ... یادمه کوچیک که بودم همیشه عاشق ماه اسفند بودم به نظرم دوست داشتنی ترین ماه سال بود همه چیز بوی عید می داد خانه تکونی - خرید های عید - لباس نو ... یادمه زمستون رو در انتظار برای عید می گذروندیم و چه انتظار شیرینی هم بود. امسال عزیزم نسبت به سال پیش بزرگ تر شده ای و شادی این روزها را برایم بیشتر کرده ای وقتی نگاه می کنم که چقدر ذوق می کنی از اینکه من و بابایی مشغول خانه تکانی هستیم و از اینکه دوست...
نویسنده :
مامان زهرا
11:12
چهارشنبه سوری
گاه شمار زندگی (دو سال و چهار ماهگی)
22 بهمن
آرامشت آرامش من است
متینم امشب بر خلاف همیشه که با هزار لالایی و شعر و فرار از دست من و بازیگوشیهای فراوان خواب بهچشمهای نازت می آمد بی دغدغه و با کمترین تلاش روی تخت چندین بار چشمهای قشنگت را باز و بسته کردی و آرام خوابیدی و من خنده ام گرفته بود از اینکه تا اون لحظه بالا و پایین می پریدی و انرژیت ته کشید و در یک لحظه مثل اینکه دستگاهی رو از برق بکشن خاموش شدی و من همانطور که موهای نرم لطیفت رو نوازش می کردم و می بوئیدم به این فکر می کردم که چقدر زیباست لمس تو و چه زیباست بودنت با اینکه این روزا بسیار پر تحرک شدی گاهی اوقات از کنترل من خارجی ولی وقتی که آرام و معصوم پلکهای قشنگت رو روی هم می گذاری و سکوت در و دیوار خونه را می گیره دلم بی تاب شیطنتهایت می شه و ه...
نویسنده :
مامان زهرا
22:41






