متینمتین، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره

یکی یه دونه پسرمامان

تولدت ستاره بارون

پسر عزیزتر از جانم روز به دنیا آمدنت زیباترین روز زندگیم است گاهی با خودم فکر میکنم که شاید روزی ... جایییی ... برای گنجشکی دانه ای پاشیده ام که پاداش خداوند به من خنده های زیبای توست فرشته ی کوچک من از خدا هزاران بار ممنونم که شادی بودنت را به من بخشید پسرم تولدت مبارک ...
1 آبان 1397

دلنوشته

پسرم مراقب باش اینجا زمین است . اینجا گاهی خشک و سخت و گاهی نرم نمناک است. اما باید طوری زندگی کنی که همیشه رد پای بودنت برای جهان و جهانیان بماند. نگذار زمین و اسمان سرنوشت تو راتعیین کنند و باید این را بدانی که نه امدنمان دست خودمان است نه رفتنمان !!! اما امدن و رفتن دو نقطه اند اینکه چگونه بهم وصل می شوند هنر ادم بودن و ادم ماندن ماست. ...
18 مهر 1397

اتفاق مهم

نمیدونم چی بگم صدبار نوشتم و پاک کردم اولین هات همیشه برام پر از حس و حال عجیبی بود مثل اولین باری که تو بغلم گذاشتنت اولین شیر خوردنت اولین خندیدنت اولین باری که حرف زدی اولین قدمی که برداشتی اولین هات همیشه تو خاطرم هست چون من صد برابر تو خوشحال بودم امروزم صد بار چشمم پر از اشک شد و جلوی خودمو گرفتم . از اینکه بزرگ شدی آقا شدی من به خودم میبالم.. چشم به هم زدیم و تو امروز برای اولین بار پا به محیط پیش دبستانی گذاشتی حال خودمو توصیف کنم انگار رو ابرا بودم از اینکه پسرم بزرگ و آقا شده معامله ی شیرینیه جوونی من در ازای بزرگ شدن تو ... از خدا برات بهترین ها رو می خواهم امیدوارم دکترات را ببینم ازت می خواهم همیشه بهترین باش...
2 مهر 1397

دلنوشته

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که آب می شود دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت لبخندی که محو شدو هیچ گاه نشکفت دوست می دارم تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم   ...
15 مرداد 1397